بی خانمان
از کنارم می گذرند
هیچ کس وجودم را نمی بیند
شاید مرده باشم
می خواهم گدایی کنم
همانند دختری بی خانمان
نیاز مندم، به اندکی غذا و گوشه ای برای خواب
لحظه ای به من پناه می دهید؟
سالهاست به هر رهگذری تن می سپارم
می آیند و می روند
شاید فقط برای یک شب ، دوستم دارند
می آیند و می روند و هیچ گاه
در خاطرشان نمی آید
که آن دختر بی خانمان
هرزگی نمی کرد
تنها لحظه ای زندگی گدایی می کرد
