تبليغاتX
عاشقانه ای برای .... ؟ - خدا با ماست

عاشقانه ای برای .... ؟

عشق !؟

خدا با ماست

يک شب مردي در خواب ديد که با خدا روي شنهاي ساحل قدم ميزند.و از آنجا تمامي مراحل زندگيش را ميديد.ناگهان متوجه شد که در مواقع شادي و خوشحاليش همواره دو رد پا روي ساحل است .جا پاي خودش و جاي پاي خدا. اما در مواقع سختي و نااميدي فقط يک رد پا بر روي شنها وجود دارد آن مرد با گلايه از خدا پرسيد: چرا؟ در مواقع شادماني من با من بودي اما در موقع نااميدي و رنج مرا تنها گذاشتي؟ خداوند پاسخ داد :من هيچگاه تورا تنها نگذاشتم.در موقع رنج و نااميدي تو من تو را به دوش گرفته بودم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/20ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط کامران ( زرتشت )  |